مرکز پایان نامه - پروژ های دانشجویی ...
 
لینک دوستان
1
مقدمه

   خلاقیت میلی ذاتی است که در وجود انسان به ودیعه نهاده شده و انسان مظهر خلاقیت الهی است (مطهری، 1372) . تحولات پرشتاب جهانی در عرصه علم و صنعت، جوامع بشری را بر آن داشته تا با نگرشی جدید به دارایی های غیر عینی، در صدد افزایش توانایی هایی خود برای همگامی با این تغییرات باشد. در حقیقت سکون و بی حرکتی در دنیای متغیر امروز چه برای یک سازمان و چه برای یک کشور در هر اندازه که باشد، نتیجه ای جز نابودی به همراه نخواهد داشت. امروزه خلاقیت و نو آوری نه به عنوان یک نیاز بلکه به عنوان شرط بقاء هر سازمان یا جامعه تلقی گردیده و بر آموزش و کسب مهارت های لازم در بکارگیری این استعداد ویژه بشری تاکید بسیاری شده است." کلیدی ترین مساله در جامعه ما و تمام جوامع در حال توسعه ،خلاقیت است .یعنی مساله ای که با آن درست برخورد نشده است .خلاقیت نه ژنتیکی است و نه مربوط به نژادی خاص، بلکه اکتسابی است. حتی در کشور های پیشرفته نیز اگر سیستم های خلاق آنها از کار بیافتد، از رقابت ها عقب می افتند و نابود می شوند لذا تنها راه نجات کشورهای در حال توسعه خلاقیت است و راه دیگری ندارند."(خوشنویس 1387)

    بدیهی است برای همگامی یا این تحولات، ارائه ایده ها و نظریه های جدید و باز سازی علوم مختلف امری اجتناب ناپذیرمی باشد و خلاقیت ( علیرغم قدمت تاریخی آن ) به عنوان شاخه ای جدید در علوم بشری به معنای مجموعه توانایی ها و خصیصه هایی که منجر به ارائه کیفیت های تازه ای از مفاهیم و معانی گردیده و منشاء ابتکارات و نوآوری ها می باشد مطرح است. خلاقیت از جنس تفکر بوده و یک توانایی محسوب می گردد، در نتیجه قابل پرورش یافتن و یا در صورت عدم توجه، محکوم به تحلیل رفتن است.

    مقصود از آموزش خلاقیت، پی بردن افراد به ذاتی بودن آن در عین حال تاثیر پذیری شگرف آن از محیط اطراف و امکان پرورش آن در تمامی انسان ها بدون در نظر گرفتن سن، جنس، تحصیلات و یا شغل می باشد.

    این مقاله با هدف آشنایی گروه هدف با مفاهیم هوش وخلاقیت، عوامل موثر بر خلاقیت، ویژگی های افراد خلاق و مدیران خلاق ، خلاقیت فردی ،گروهی و سازمانی  ،نقش سازمان و مدیران در قبال ایجاد خلاقیت و موانع خلاقیت و راههای مقابله با آن ، ضمن تاکید بسیار بر فعالیت های گروهی ، به معرفی تکنیک های مختلف پرورش خلاقیت پرداخته و بکارگیری این تکنیک ها را در فعالیت های فردی وگروهی شرح می دهد.

اهداف مورد نظر در نگارش این مقاله به صورت زیر می باشد :

1 -آشنایی با ضرورت بکارگیری نیروی خلاق چه از نظر فردی و چه از نظر سازمانی ؛

     2- شناخت کافی نسبت به مفاهیم هوش و خلاقیت وتفاوت بین این دو کسب نمایند؛

3- با عوامل موثر بر خلاقیت، باور های غلط نسبت به این عوامل و ویژگی های افراد خلاق آشناگردند؛

4- آگاهی از موانع موجود در بروز و یا افزایش استعداد خلاقیت ؛

    5- شناخت و بکارگیری تکنیک های  موجود پرورش خلاقیت ؛

    6- آگاهی مدیران از راهکارهای ایجاد خلاقیت در سازمان و خصوصیات مدیران خلاق؛

    7- نظامند کردن فعالیت های مرتبط با خلاقیت در سازمان و ارائه مدل؛

 

ضرورت و اهمیت خلاقیت و نوآوری

الف: نقش و اهمیت خلاقیت و نوآوری از جنبه فردی

1- خلاقیت و نوآوری عامل رشد و شکوفایی  استعداد ها و سوق دهنده به سوی خود شکوفایی ؛

2- خلاقیت و نوآوری عامل موفقیت فردی ، شغلی و اجتماعی ؛

ب: نقش و اهمیت خلاقیت و نوآوری از جنبه سازمانی

1-  خلاقیت و نوآوری عامل پیدایش سازمان ، تولیدات و خدمات؛  

2-  خلاقیت و نوآوری عامل افزایش کمیت وکیفیت تولیدات و خدمات ، تنوع تولیدات و خدمات ؛

3-  خلاقیت و نوآوری عامل کاهش هزینه ها ، ضایعات و اتلاف منابع؛

4- خلاقیت و نوآوری عامل تحریک و تشویق حس رقابت ؛

5--خلاقیت و نوآوری عامل کاهش بوروکراسی اداری (کاهش پشت میزنشینی ومشوق عمل گرایی)

6- خلاقیت و نوآوری عامل افزایش انگیزش کاری کارکنان سازمان ، ارتقای سطح بهداشت روانی و رضایت شغلی کارکنان سازمان  ؛

7- خلاقیت و نوآوری عامل موفقیت مجموعه مدیریت و کارکنان سازمان ، ارتقای بهره وری سازمان ،

 رشد و بالندگی سازمان ؛

 

تعاریف خلاقیت

تعاریف متعددی راجع به خلاقیت ونوآوری ارائه شده است که در زیر به تعدادی از آنها اشاره می کنیم :

 خلاقیت ، آفرینش آمیزه ای بدیع برای حل تناقضات ، درقالب یک ایده است که خارج از محدوده جواب موجود قرار می گیرد ( میر میران  1384  ص 7)

خلاقیت ارائه کیفیت های تازه ای ازمفاهیم و معانی است(صمدآقایی به نقل از گیزیلین 1385ص14)

 خلاقیت،شکل دادن تجربه هادر سازمان بندی های تازه است(صمدآقایی به نقل ازتیلور1385ص  14)

تعاریف نوآوری

 نوآوری معرفی و کاربرد آگاهانه ایده ها برای طراحی وارایه محصولات ، یا فرآیندی جدید است که منجر به تامین نیاز افراد ، گروهها سازمانها ،  یا اجتماع می شود ( West and farr 1990 ) .

نوآوری، فرآیندای ایجاد هرچیز جدیدی که برای فرد ، گروه یا سازمان ، صنعت یا اجتماع ارزش مهمی داشته باشد ( صمد آقایی  1385  ص 17 ) .

نوآوری به هر نوع فرآیند فکری گفته می شود که مسئله را به طریق مفید حل کند ( امیر حسینی 1385  ص 12 )

تفاوت خلاقیت و نوآوری

خلاقیت جنبه ذهنی ونوآوری جنبه علمی دارد و نوآوری محصول نهایی خلاقیت است ( امیر حسینی  1385 ص 14 )  . خلق یعنی ارائه ایده های جدید و ناشناخته ، ولی نوآوری می تواند محصول یا خدمت موجود را تغییر و دگرگون سازد ( میرمیران  1384  ص 17 )

 

تصورات قدیمی وغلط راجع به خلاقیت

 1 – خلاقیت به ندرت اتفاق می افتد.       2 – خلاقیت تنها در افرادی با ضریب هوشی بالاوجود دارد. 3 – خلاقیت قابل بررسی نمی باشد.   4 – منشا خلاقیت در سمت راست مغز وجود دارد .               5– خلاقیت مرموز است .       6 – خلاقیت قابل یادگیری نمی باشد .

درمورد آموزش و یادگیری خلاقیت قابل ذکر است که اکثر افراد می توانند چگونگی بروز خلاقیت را یاد بگیرند . کلید این کار توسعه ی بعضی مهارتهای ساده و توانایی ها می باشد . طبق تئوری نورپردازی(Generativy theory) همه ی افراد به طور یکسان ، بالقوه خلاق هستند . افراد خلاق مهارتهای بخصوصی دارند ، هر شخص می تواند این مهارتها را یاد بگیرد و فرآیند خلاقیت را می توان سرعت بخشید و هدایت نمود ( رابرت اپستین 1996 ص 9 )

 

فرآیند خلاقیت

تا به حال مدلهای زیادی برای خلاقیت ارائه شده اما در اینجا به اولین مدل که پایه و اساس کلیه مدل هاست و آخرین مدل که مدلی تلفیقی از سایر مدل هاست اکتفا می کنیم .

مدل گراهام والاس، 1962 : این مدل شامل مراحل دوره آمادگی ، دوره خواب ( پرورش ) ، دوره روشنایی ( بصیرت ) ، دوره آزمایش و ارزش گذاری می شود ( صمد آقایی  1380  ص 1 ) .

مدل تلفیقی فرآیند خلاقیت پائول پلسک ، 1996 : این مدل را می توان به صورت شکل زیر نمایش داد :

 

عوامل موثر برخلاقیت ( آمابیل  1988)

الف – عوامل محیطی یا بیرونی :  1 – آزادی  2 – منابع کافی  3 – وقت کافی  4 – جو مناسب                5 – طرح تحقیق مناسب    6 – فشار( برخی فشارها می تواند محرک خلاقیت باشد )

ب –   عوامل فردی  یا  درونی   : 1 – ویژگی های شخصی متنوع  2 – خودانگیزی  3 – توانایی های شناختی  4 – تمایل به خطر کردن   5- تخصص در رشته  6 – تجارت متنوع

طبق تحیقات آمابیل وهمکارانش ، عوامل محیطی در رشد خلاقیت عامل برجسته تری از مسائل فردی است ، نکته مهم این است که سهم محیط بسیار متغیر تر است ، یعنی راحت تر می توان عوامل اجتماعی را تغییر داد تا ویژگیهای و توانایی های فرد .

آمابیل در سال 1989 مدلی برای عوامل ایجاد کننده خلاقیت ارائه داد که به صورت زیر می باشد :

مهارتهای لازم برای تفکر خلاق و اثر بخش ( به صورت فردی )

1-تفکر جانبی برای یافتن فرضیات : ما اغلب اوقات تمایل به ترسیم چهارچوبی ، نامرئی در اطراف مشکلات یا موقعیت ها داریم . در حالی که ممکن است  نقطه ی آغاز راه حل آنها ،خارج از چهارچوب و یا مرزهای روانی ایجاد شده قرار گرفته  باشد . بنابراین باید بیاموزیم فراسوی این چهارچوب فکر کنیم .

برای تفکر جانبی شیوه هایی وجود دارد که به اختصار آنها  را ذکر می کنیم ( حسینی  1387 ص 75 ) تغییر ( تغییر ساختار تنظیم مجدد اطلاعات ) ، شک و تردید ( استفاده از شیوه های چرا ) ، تعویق قضاوت ( با تأخیر در قضاوت ، فرد هر اندیشه ای را فوراً بی ارزش نخوانده و مدت بیشتری آنرا دنبال می کند که همین می تواند اندیشه های دیگری را بپرواند ) ، ایده های حاکم ( یافتن ایده های اصلی یک مطلب  یا موضوع به بخشهای متعدد ، راهی موثر در جهت تغییر ساخت موضوع می باشد . ) تقسیم ( تقسیم یک مطلب یا موضوع به بخشهای متعدد راهی موثر درجهت تغییر ساخت موضوع می باشد ) ، معکوس سازی ( این روش برای رهایی از الزام درنگرش به موضوع به شیوه رایج است. )  

2- استقبال از شانس و اقبال ناخوانده : در بسیاری موارد شانس واقبال عامل موفقیت است ، بعضی اختراعات نتیجه پیوند تصادفی تجربه وعلم است و اگر محدوده ی کاملی از توجه و دامنه وسیعی از انگیزه داشته باشیم ، احتمال برداشت صحیح از اتفاقات بیشتر است .

3- گوش فرا دادن به ندای درون :گاهی اوقات رویاهای شما کاملاً با اهداف مورد نظر مرتبط هستند و ممکن است یک نشانه یا ایده را در ذهن شما ایجاد کند .

4- تعلیق داوری : یعنی ایجاد موانع مصنوعی و موقتی بین تفکر خلاق از یک سو و مهارتهای پالایش ، ارزیابی ، انتقاد و قضاوت از سوی دیگر .

5- گامهای مقایسه : تفکر قیاسی یا تمثیلی ، نقش اساسی در تفکر تصویری ایفا می کند و بهترین نقطه آغاز برای فرآیند شناخت هر پدیده ناشناخته ، خارجی یا غیر طبیعی ، ارتباط آن با چیزهایی است که در حال حاضر می شناسیم .

6- تحمل ابهام : تحمل نکردن ابهام ، دشمن تفکر خلاق در حل مشکل است و دانستن زمانی که باید مسئله را مدتی به حال خود رها کنیم ، یکی از مهارتهای لازم برای تفکر خلاق است .

7- بانکداری ایده ها : مجموعه مهارت بانکداری ایده ها شامل کنجکاوی ، مشاهده ، گوش دادن ، مطالعه ، منفی و مثبت سوابق می شود . در مورد ثبت وقایع این نکته لازم به ذکر است که ما باید همیشه یک دفترچه یادداشت به همراه داشته باشیم زیرا که این عمل ابزاری حیاتی برای همه مقاصد تفکر خلاق است و چون ایده هایی که به ذهن ما می رسند و فرار هستند در یک محل ثبت گردند .

 

ویژگی های افراد خلاق

1- هوش سرشار  2- خود انگیختگی بارز ( آزاد اندیش ، اعتماد به نفس ، توانایی هدایت فردی )        3- توانایی نفی  4- کنجکاو ، دقیق ، پرسشگر ، باریک بین   5- استقلال طلبی فکری    6- میان گرایی 7- اشتیاق شدید و انگیزه قوی   8- کلی نگری و یکپارچگی فکر     9- صبور ، جسور ، فکور       10- تلاشگر و منظم

 

تاثیر خلاقیت فردی روی سازمان

یکی از راههای موفق موجود برای سازمانها در راستای نوآوری و خلاقیت بیشتر، سرمایه‌گذاری آنها در جهت ارتقای توانایی کارکنانشان در راستای خلاق تر شدن می باشد .سازمانی که صرفاً با تکیه بر طرحها و نقشه های رفتارهای معین و ثابت کار می کند، یک نظام اجتماعی بسیار آسیب‌پذیر است. امروزه ، کار بیشتر مبتنی بر دانش و کمتر سخت گیرانه شده است. در این زمینه، کارکنان می توانند از طریق توانایی در خلق ایده‌های جدید و استفاده از این ایده ها به عنوان بلوک‌های ساختمانی برای ایجاد محصولات، خدمات و فرآیندهای کاری جدیدتر و بهتر، به ارتقای عملکرد شرکت کمک نمایند. بسیاری از متخصصین و افراد آکادمیک این دیدگاه را تأیید می کنند که ابتکارات و نوآوری‌های فردی در رسیدن به موفقیت‌های سازمانی بسیار مؤثر است.

 

خلاقیت گروهی

مشارکت همه جانبه و به ویژه فکری کارکنان سازمان جهت تحقق اهداف آن سازمان ضرورتی اساسی است ، چنانچه افراد خلاق و صاحب اندیشه تعالی سازمان با تفکر و خلاقیت مشارکتی سازمان را یاری دهند انواع مسائل سازمانی راحت­تر و سریع تر حل خواهد شد. تفکر و خلاقیت مشارکتی ، موجب هم افزائی تفکر وخلاقیت تک­تک افراد سازمان می شود. لازمه توسعه این تفکر فرهنگ سازی ، اصلاح فرهنگ سازمانی و مدیریت فرهنگ خلاقیت و نوآوری در سازمان می باشد . موانعی همچون فقدان انگیزه و عدم اعتماد به کار گروهی، عدم توجه به نظرات کارکنان ، نقد ناپذیری ، محافظه­کاری و مدیریت مستبدانه ، از مهمترین موانع تفکر و خلاقیت مشارکتی محسوب می گردد مهندسی مجدد فرهنگ سازمانی، آموزش و فرهنگ سازی، مهندسی مجدد نظام های مدیریتی از جمله نظام پیشنهادات، تقویت کار گروهی و تقدیر از کارکنان خلاق، از جمله مهمترین راهکارهای توسعه فرهنگ خلاقیت مشارکتی در سازمان می باشد.(ماهوتی ،1387)

ایده پردازی گروهی

بهترین راه حل برای داشتن ایده ی خوب آن است که ایده های زیادی داشته باشیم . پس ایده پردازی گروهی یعنی جمع آوری تعداد زیادی ایده از افراد گروه ، در مدت زمانی کوتاه . این روش بر اساس عادات تفکر خلاق انفرادی پایه ریزی شده که شبکه ای از تفکر را ایجاد میکند و مزیت دیگر آن عدم تصمیم گیری سریع در مورد صحت ایده ها است و بیشتر تأکید بر کمیت ایده ها دارد در این روش افراد علاوه بر پرورش ایده خودشان ، دیگران را نیز در بهبود ایده شان یاری میدهند و یا ایده ها را برای رسیدن به ایده ای بهتر ترکیب می کنند . ( آزبورن  1939 )

 

کارهای لازم برای ایجاد خلاقیت و نوآوری گروهی

انتخاب افراد خلاق ( طبق ویژگی هایی که افراد خلاق مطرح شد می توان آنان را انتخاب کرد . )

تشویق و هم افزایی ( سینرژی ) خلاق گروهی : هم افزایی یا سینرژی یعنی کمک به ساخته شدن ایده های دیگران و یا بارور کردن آنها .  بسیاری از ایده ها اگر به ذهن دیگری منتقل و کاشته شود ، بهتر از ذهنی که در آن جوانه زده رشد و نمو می کند .

آموزش تیم : توسعه یک سازمان نوآور با فرهنگ خلاقیت تیمی مستلزم وجود نیروی انسانی آزموده است و این آموزش ها باید در زمینه فنون و مهارتهای تفکر مثل تجزیه وتحلیل ، قدرت تصور ، ارزشیابی ، چگونگی عملکرد ذهن ، باشد .

اطلاع رسانی  در زمینه های نوآوری : دادن فرصت هایی به کارکنان تا در مورد اهمیت ایده های جدید برای بهبود محصولات ، فرآیند ها و کاهش هزینه ها صحبت کنند . همچنین باید معیار انتخاب ایده ها مشخص گردد و از افراد خلاق و گروههای خلاق به طور صحیح تجلیل به عمل آید .

مدیریت تیم های خلاق

مدیران برای هدایت ورهبری بهتر تیمهای خلاق  ، وظایف زیر را بر عهده دارند :

1- ایجاد و نگهداری تیم ها    2- پرورش توانایی های فردی          3- تعریف وظایف افراد در تیم ها            4- برنامه ریزی برای تیم ها    5- بکارگیری طرح های انگیزش مناسب  6- کنترل ، ارزیابی و بازنگری

موانع تفکر وخلاقیت گروهی در سازمان

1-فقدان انگیزه و عدم اعتماد : این موضوع عامل بسیار مهمی در عدم توسعة فرهنگ مشارکت است. چنانچه انگیزه ای برای شرکت افراد در یک کار گروهی برای ارائه ایده های مختلف وجود نداشته باشد و بدنبال آن عدم اعتماد تشدیدکنندة استمرار این وضعیت می گردد.

2-عدم پذیرش انتقاد و عدم تحمل تضاد در سیستم : چنانچه مدیران انتقادی را برنتابند هرگونه تلاش جهت وفاق جمعی بی حاصل است ، زیرا انتقاد سازنده از جمله مبانی تفکر خلاق است لذا عدم پذیرش انتقاد و یا عدم تحمل تضاد و اختلاف سلایق به هیچ وجه یک سیستم را به سمت نوآوری و تفکر خلاق گروهی سوق نخواهد داد.

3=محافظه کاری و مدیریت مستبدانه : چنانچه مدیران ارشد و حتی میانی سازمان طرفدار حفظ وضع موجود باشند و مخالف هرگونه تغییر و تحولی باشند و از سویی اصولا تفکر حاکم برسازمان استبدادی باشد، تفکر خلاق گروهی ره به جایی نمی برد.

 

نقش مدیر در پرورش خلاقیت

نقش مدیریت  در مجموعه هایی  که خلاقیت  و نوآوری  از ضروریات  و عامل اصلی  است بسیارمهم  و حساس است  زیرا  مدیریت  می تواند  توانایی و استعداد خلاقیت و نوآوری  را  در افراد  ایجاد ، ترویج و تشویق کند  و یا رفتار و عملکرد  او  می تواند  مانع این امر حیاتی شود. هنر مدیر خلاق  عبارت است از  استفاده از خلاقیت دیگران و پیدا کردن ذهن های خلاق . مدیر خلاق باید فضایی بیافریند که خودش بتواند خلاق باشد و افراد سازمان را هم نیز برای خلاقیت تحریک کند و این فضا ، فضایی است که ازکار روزمره به دور است و به نحوی تفویض اختیار می کند تا هر کسی خود مشکل خودش را حل کند.برای این که افراد در سازمان به تفکر بپردازند باید محیطی ایجاد شود که در آن به نظریات و اندیشه ها امکان بروز داده شود. یکی از شیوه های بسیار مهم و پر جاذبه پرورش شخصیت انسان ها و همین طور خلاقیت و نوآوری و حتی رشد اجتماعی مشورت هستند از عقل و فکر بیشتری برخوردارند و آن که اهل آن نیستند از این امتیاز بهره ای ندارند. یک سازمان خلاق تا اندازه ای زیادی به خود کنترلی کارکنانش وابسته است. خود کنترلی خودش را درخواستن و تمایل برای ارایه ابتکار و خلاقیت به نمایش می گذارد.مدیران می توانند هر سه مولفه خلاقیت یعنی تخصص، مهارت های تفکر خلاق و انگیزش را تحت تاثیر قرار دهند.اما واقعیت آن است که تاثیر گزاری بر دو مولفه اول بسیار دشوارتر و وقت گیرتر از انگیزش درونی را می توان حتی با تغییرات جزئی در محیط سازمان به طور قابل ملاحظه ای افزایش داد.این بدان معنا نیست که مدیران باید بهبود تخصص و مهارت های تفکر خلاق را فراموش کنند.اما زمانی که اولویت بندی در اقدام مطرح می شود ، آنها باید بدانند که اقدامات موثر بر انگیزش درونی ، نتایج فوری تری را موجب خواهند شد.

خصوصیات مدیران خلاق

1- تمایل به قبول مخاطره  2- توانایی کار با ایده های ناپخته و شکل دادن به آنها     3- انعطاف پذیری در مقابل مقررات    4- توانایی پاسخ گویی سریع     5-  دارا بودن انگیزه شخصی بالا و توانایی ایجاد انگیزه در دیگران

 

خلاقیت در سازمان ( گارت لوئیس  1384  ص 80 )

دستیابی به خلاقیت مسئله است که کلیه ی جنبه های سازمان را ، از فرهنگ تا ساختار و سیستم ، محصولات و خدمات آن ، تحت تأثیر قرار می دهد  .خلاقیت یا فقدان آن مشکلی مجرد نیست که بتوان به طور جداگانه  بررسی و به آسانی به آن سامان داد . بلکه چیزی است که در سازمانها به نحوی پویا ، ماهرانه و پیچیده عمل می کند .

برای ایجاد خلاقیت در سازمان باید به موارد زیر توجه کرد ( گارت لوئیس 1384  ص 86 )

1-کار گروهی و همکاری موثر 2-پرورش تخصصی 3-روحیه و انگیزه 4-کار و سبک مدیریت

ویزگی های سازمان خلاق

برخی از ویزگی های سازمان خلاق عبارتند از :

رقابت ،کامل و فشرده است: در یک سازمان در صورتی خلاقیت صورت می پذیرد که رقابت کامل در آن حاکم باشد.

فرهنگ : یکی از عوامل عمده ای که به بالندگی  مدیریت کمک  می کند فرهنگ مردم است .بر پایه  یک فرهنگ  خوب ، اتلاف وقت گناه محسوب می شود.بدیهی  است در چنین  بستر مناسبی جهت رقابت، خلاقیت یا سازمان های پویا  بهتر شکل می گیرد.

-دسترسی به مدیران : در سازمان های  خلاق  بر این  اعتقاد  هستند که دانش در سطح سازمان به وفور پراکنده شده است  و مدیران به راحتی می  توانند افکار و نظرات  دیگران را مستقیم  و بدون واسطه  دریافت کنند.

احترام  به افراد : ویژگی  دیگر سازمان  خلاق  احترام  به  افراد  است  و آنها  باور  دارند که می توانند  همگام  با نیازهای سازمان ، رشد کنند.

ارایه  خدمات مردمی : هدف نهایی در این سازمان ها توجه  به نیازمندی های اجتماع و جلب رضایت  آحاد مردم است .

گردش شغلی :در سازمان خلاق افراد دارای یک تخصص ویژه  نیستند و این امکان را دارند  که برای  قرار  گرفتن  در جایگاه مناسب گردش شغلی داشته باشند.

کارگروهی : در سازمان خلاق کارها به صورت گروهی انجام می شود .

امنیت شغلی : روابط دایمی و بلند مدت کارکنان با این نوع سازمان ها و در نتیجه برخورداری آنها از امنیت  شغلی از دیگر ویژگی  های این سازمانهاست.

استقبال  مدیران  از عامل تغییر: در این سازمان ها  تمامی مدیران، مساله تغییر را به عنوان  تنها  عامل ثابت و گریزناپذیر می دانند و با خشنودی آن را پذیرفته  و در برابر آن  مقاومت نمی کنند.طبیعی است در چنین  سازمانی  ضرورت ندارد که مدیر بخش  زیادی از وقت خود را  برای جلوگیری برخورد با تغییرات  اختصاص  دهد زیرا همه به این باور  رسیده اند که تغییر یک ارزش  مثبت است .

محیط سازمان نوآور

به طور کلی، وجود محیط خلاق از مهمترین عوامل رشد خلاقیت است. در محیط نامطلوب برای پرورش خلاقیت از اندیشه های جدید و نو بیشتر انتقاد می شود و تمایلات دگرگونی و تغییر با مقاومت و ممانعت تقابل می کنند .

یکی از روشهای مهم متبلورکردن خلاقیت به وجودآوردن فضای محرک، مستعد و به طور کلی خلاق است، بدین گونه که مسئولان ســـــازمان باید به طــور مستمر آمادگی شنیدن اندیشه های بدیع و نــوین را داشته باشند و نظرات جدید و ارائه راههای تازه را تقویت کنند. متاسفانه بسیاری از مـــدیران نمی توانند چنین جوی را در سازمان خود بپذیرند. آنها نمی توانند فرآیند مستمر تغییر، که لازمه خلاقیت هست، به صورت دائم تحمل کنند .

برای ایجاد یک محیط سازمانی خلاق بهتر است فهرست هایی که در ذیل ذکر شده را تهیه نماییم .

  ( رابرت اپستین 1996 ص 62 ، 68 ، 74 ، 76، 115 )

 فهرستی از روش هایی که می توانند افراد را به داشتن استعداد خلاق خود در محیط کار متقاعد کند .

 فهرستی از روش هایی که ممکن است باعث افزایش مهارت توسعه دانش در محیط کارشود .

 فهرستی از روش هایی که می تواند باعث افزایش درصد حفظ و ثبت ایده در محیط کار شود .

فهرستی از روش هایی که شکست را به طور منطقی در محیط کار مدیریت می کند .

 فهرستی از روش هایی که راه خلق ایده ها را در محیط کار بهبود دهد .

 

موانع خلاقیت

شامل موانع محیطی و فردی است ( حسینی  1387 ص 64 )

موانع محیطی ، شامل : 1 – جونامساعد       2 – محدودیت ها       3 – ارزیابی فشار         4 – رقابت ها     5 – منابع ناکافی    6 – طرح تحقیق ضعیف     7 – کشتن ایده ها (میر میران ، 1384 ص 208)

موانع  فردی ، شامل : 1 – عدم انگیره    2 – عدم مهارت یا عدم تجربه   3 – عدم انعطاف                     4   – انگیزه خارجی    5 – عدم مهارتهای اجتماعی

در کتاب خلاقیت ونوآوری دکتر امیرحسینی موانع خلاقیت را به صورت زیر برشمرده است                 ( امیرحسینی  1384  ص 229 ) .

1 – ترس و اضطراب   2 – نبود تشویق و ترغیب و انگیزش   3 – خودرائی و استبداد فکری               4 – کار سخت و اجباری و مشغله زیاد   5 – پرهیز از تحقیق و جستجو گری   6 – ترس و دغدغه از ادامه نیافتن کار و یا  احتمال متوقف  شدن  آن          7  – ضعف های فرهنگی یا اجتماعی و اقتصادی 8 – نبود بهداشت روانی در محیط کار   9 – تنبلی ذهنی وعدم تمرکز   10 – توجیه عمل به جای توضیح علت

در کتاب خلاقیت جوهره ی کار آفرینی جلیل صمدآقایی ، موانع خلاقیت را به 4 دسته کلی تقسیم می کند ( صمد آقایی  1383  ص 102 )

الف – موانع محیطی خلاقیت : 1 – تاثیرات عوامل اقتصادی محیط 2 – تاثیرات عوامل بازار و عرضه کنندگان 3  – ویژگی و مشخصات صنعت مربوطه    4 – سیاست های دولت     5 – عوامل فرهنگی    6 – قوانین و مقررات     7 – نظام آموزشی و پرورش سنتی    8 – وضعیت نظام وظیفه

ب – موانع  سازمانی  خلاقیت : 1 – عدم دسترسی به اطلاعات   2 – فقدان ارتباطات افقی و عمودی مناسب  3 – اندازه سازمان برای سودآوری  4 – انزوا و گوشه گیری مدیریت ارشد  5- ساختار نامناسب سازمان 6– افق زمانی کوتاه مدت مدیران  7 – فقدان سیستم پیشنهادات موثر و سریع          8  - فقدان لوازم و ابزار لازم  9- فقدان سیستم تشویق و پاداش هدفمند و منعطف  10- ناسازگاری ، استرس و نارضایتی کارکنان  11- مبارزات و سیاست بازی های سازمانی 12 – دلگرمی زیاد از حد مدیر  13- فشار به اخذ نتیجه سریع

ج) موانع فرهنگی خلاقیت : 1- مذهب   2- خیال پردازی به معنی وقت تلف کردن ، تنبلی و حتی دیوانگی است .  3- بازی و بازی گوشی  فقط مخصوص کودکان است .  4- ترجیح دادن سنت ها به تغییر و تحولات   5-  هر مشکلی با پول و تفکر علمی حل می شود .

د ) موانع  فردی  خلاقیت  : 1- موانع احساسی – هیجانی خلاقیت مانند ترس از شکست، عدم تحمل مسائل مهم ، تمایل به قضاوت در  مورد ایده ها ، نداشتن هیجان ، شور و رقایت پذیری ضعف خیال پردازی

2- موانع ادراکی خلاقیت مانند سختی جدا کردن مسئله از سایر امور ، سختی تعریف دقیق و صحیح مشکل ، تمایل به محدود کردن قلمرو مشکل ، ندیدن مشکل از زوایای مختلف استفاده نکردن از هم حواس 5 گانه 

در اینجا 10 عامل مهم شکست خلاقیت و نوآوری در سازمان ذکر می شود :
1- نبود فرهنگی که از خلاقیت ونوآوری حمایت کند؛
2- احساس مالکیت نکردن و از آن خود ندانستن سازمان توسط مدیران؛
3- فقدان یک فرایند گسترده و فراگیر جهت خلاقیت و نوآوری ؛
4- تخصیص ندادن منابع کافی برای این فرآیند؛
5- عدم ارتباط بین پروژه ها و طرحها با استراتژی سازمان؛
6- صرف نکردن زمان و انرژی کافی برای رفع ابهامات سازمانی؛
7- ایجادنکردن تنوع در فرایندها (عقاید مختلف و متضاد) ؛
8- توسعه نـدادن ابـزارها و سنجشهـای انـــدازه گیری پیشـرفته؛
9 - عدم وجود مربیان و مدیران توانا در تیم های نوآوری ؛

10 - فقدان یک سیستم ایده پرداز مدیریتی ؛

اقدامات عملی برای سلامت سیستم نوآوری
1- هراس را در سازمان خود از بین ببرید. نوآوری به معنای انجام چیزی جدید است، برخی کارها ممکن است به نتیجه نرسند. اگر افراد از شرکت هراس داشته باشند، به افرادی خلاق مبدل نخواهند شد.
2-نوآوری را به عنوان جزئی از سیستم ارزیابی عملکرد برای هر شخص مطرح کنید. سازمانها باید از کارکنان خود در پایان دوره ارزیابی سوال کنند که چه نوآوری انجام دادند و تاثیر آن بر کار چه بوده است.
3- فرآیند و سیستم نوآوری را مستندسازی کنید به نحوی که هر فرد آن را درک کند و نقش خود را نیز در این فرایند به روشنی دریابد.
4- آزادی عمل کافی به کارکنان خود اعطا کنید تا آنها قادر باشند ایده ها و فرصتهای جدید را مطرح و با عوامل درون سازمانی و برون سازمانی همکاری کنند 
5- اطمینان حاصل کنید تمامی اعضای سازمان استراتژی کلی شرکت را درک کرده اند و همچنین کلیه تلاشهای نوآوری در راستای استراتژی کلی شرکت است، البته سیستم باید به صورتی باشد که ایده های خارج از چارچوب را نیز که مفید به نظر می رسند مدیریت کند.
6- به افراد آموزش دهید که محیط را برای روندهای جدید، فناوریهای نوین و تغییرات چارچوبهای فکری مشتریان مورد بررسی و آزمایش قرار دهند.
7- به افراد آموزش اهمیت تنوع در سبکهای تفکر، تجربیات، دیدگاهها و تخصصها را آموزش دهید. همچنین انتظار تنوع و تفاوت را در کلیه فعالیتهای نوآوری داشته باشید.
8- معیارهای مطلوب بر ایده آل ها استوار است. باوجود این، معیارهـای محدودتر نیـز می توانند ما را به حالت ایده آل نزدیکترسازند و آنها به نوبه خود براساس تجارب، مفروضات و چارچوبهای ذهنی قبلی ما متصل می گردند.
9- تیم های نوآوری از تیم های پروژه های معمول متفاوتند. آنها نیازمند ابزارها و چارچوبهای فکری متفاوتی هستند. کارکنان را به اندازه کافی در این زمینه ها آموزش داده و هدایت کنید تا هنگام کار در تیم های نوآوری موفق باشند.
10- سیستم مدیریت ایده ها را ایجاد یا تهیه کنید تا افراد تشویق شوند فرصتها و قابلیتهای جدید را شناسایی، ایجاد یا ارزیابی و ایده های خود را ارائه کنند

نتیجه گیری و ارائه پیشنهاد

همیشه از طریق منطق نمی توان به نتیجه رسید و برای خلاقیت گاهی باید تابع قواعد نبود . برای اینکه بتوانیم خلاقیت سازمانی را افزایش دهیم ابتدا باید خلاقیت فردی و سپس خلاقیت گروهی را ارتقا بخشیم که برای رسیدن به این هدف روش ها و راهکارهایی وجود دارد ک در مقاله ذکر شد و در مدل شماره 2 نیز شرح داد شد .

پیشنهادات ارائه شده به شرح روبرو می باشد : سازمانها می توانند محلی را برای خلاقیت تخصیص داده و آن را با وسایل مختلف مثل روزنامه ، پوستر، کتاب ، نوارهای خلاقیت و ... مجهز کنند و با انتخاب مدیری برای آن افراد را مجبور کنند در طول روز مدت زمانی را در آنجا سپری کنند و برنامه های خاصی را برای رشد خلاقیت اجرا نمایند(از جمله برنامه های ذکر شده در مقاله )و همچنین حتما سیستم پیشنهادات را در سازمان طراحی و فعال کنند.. 

منابع و ماخذ

1-   میر میران ، سید جلیل ،1384 ،خلاقیت و نوآوری ( فردی ، گروهی ، سازمانی ) ، انتشارات گوهر ،چاپ اول

2-   حسینی ، افضل السادات ، 1378 ،ماهیت خلاقیت و شیوه های پرورش آن ، انتشارات آستان قدس رضوی ، چاپ چهارم

3-   امیرحسینی ، خسرو ، 1384 ، خلاقیت و نوآوری(مبانی ، اصول ، تکنیک ها ) ، انتشارات عارف کامل ، چاپ دوم

4-   صمد آقایی ، جلیل ،1380 ، تکنیک های خلاقیت فردی و گروهی ، انتشارات مرکز آموزش مدیریت دولتی ، چاپ اول

5-   صمد آقایی ، جلیل ، 1385 ، خلاقیت جوهره ی کارآفرینی ، انتشارات مرکز کارآفرینی دانشگاه تهران ، چاپ دوم

6-   لوایز ، گرت ، 1384 ، پرورش خلاقیت در سازمان ، ترجمه بدری نیک فطرت ، انتشارات کیفیت و مدیریت ، چاپ دوم

7-   رضایی ، کامران ،1384 ، مبانی QFDرویکردی مشتری مدار ، نشر آنتا ، چاپ سوم

8-   اپستین ،رابرت ،1996 ، بازی هایی برای مدیریت خلاقیت ، ترجمه محمد رضا فنی ، انتشارات انستیتو ایزایران ، چاپ اول

9-   افشار ، مزدا صدری ، 1377 , شش کلاه فکری برای فکر کردن ، انتشارات انزلی ،چاپ اول

10-          دوبونو ، ادوارد ، 1364 ، تفکرجانبی ، ترجمه عباس بشارتیان ، چاپ اول

11-          وان اوژن ، فانژه ،1364 ، هنر خلاقیت در فن صنعت ، ترجمه حسن نعمتی ، انتشارات امیرکبیر ، چاپ اول

12-          آقایی فیشانی ، تیمور ،1377، خلاقیت و نوآوری در انسان و سازمان ها ، انتشارات ترمه ، چاپ دوم

13-           آمابیل ، ترزا ،1375 ، شکوفایی خلاقیت کودکان ، ترجمه حسن قاسم زاده ، انتشارات دنیای نو ،چاپ اول

14-          خداداد حسینی، سید حمید،، 1384 ، مقاله : نوآوری در سازمانها: مفهوم، انواع و فرایندها» مجله علمی پژوهشی اقتصاد و مدیریت، شماره 42.

15-شهرآرای، مهرناز ، 1375 ، مقاله: سازمان خلاق و نوآور ، مجله دانش مدیریت، شماره 33 و 34،

16-هارگادون ، اندرو ، 1386، مقاله: ایجاد سازمان نوآور ، ماهنامه توسعه مدیریت ، شماره 25

17- آذرهوش  ، فریدون ،مقاله : ترغیب  خلاقیت  در میان  کارکنان ”الگوی  ژاپنی ،جزوه  آموزشی کارگاه آموزشی کار گروهی خلاق ،مجری کارگاه:  دفتر  تشکیلات  و  بهبود  روشها ی  وزارت  بهداشت  و درمان  و آموزش  پزشکی  با  همکاری  سازمان  بیمه  خدمات  درمانی

18- محمدی ، ناهید ،1385 ، مقاله :ویژگی های سازمان خلاق ،www.danaee.com

19- مظفریان ، شهرام ، 1387 ، مقاله : مدیریت در ارتباطات و خلاقیت ،www.creativity.com

20- پیراسته فرد ، سعید ، 1386، مقاله : موانع نوآوری در سازمان ، مجله توسعه مدیریت ، شماره32 ،www.fekreno.org

21- طالبی ،فروردین1387، مقاله : نقش خلاقیت در حل مشکلات کاری

،http://mohsenazizi.blogfa.com

[ پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 ] [ 17:11 ] [ بهزاد ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

ذکر ایام هفته
شنبه یارب العالمین
یکشنبه یاذالجلال والاکرام
دوشنبه یاقاضی الحاجات
سه شنبه یاارحم الراحمین
چهارشنبه یاحی یاقیوم
پنج شنبه لااله الاالله الملک الحق المبین
جمعه اللهم صل علی محمدوال محمدوعجل فرجهم
هر ذکر در هر روز صد مرتبه
موضوعات وب
امکانات وب
Online User