X
تبلیغات
مرکز پایان نامه - پروژ های دانشجویی ...

مرکز پایان نامه - پروژ های دانشجویی ...
 
لینک دوستان
1

2-فقر

حضرت علي (ع) مي فر مايند : « گاه فقر به كفر مي انجامد.»

فقر مادي يكي از عوامل بوجود آورنده پديده خانه گريزي است .به نظر مي رسد آمار فرار در خانواده هاي فقير ، بيشتر از خانواده هاي ثروتمند است . هرچند تفاوت بين آمار فرار خانواده فقير و متول ، خيلي زياد نيست ، ولي بطور كلي تعداد فرار در خانواده هاي تهي دست ، بيشتر به نظر مي رسد.

در بسياري از خانواده ها ، بر اثر نا تواني اقتصادي ، نيازهاي اصلي فرزندان از جمله تغذيه ، پوشاك ، بهداشت و... بر آورده نشده و مشكلات فراواني مانند انواع بيماريها ، سوء تغذيه ، محروميت از داشتن پوشاك مناسب و.. را بوجود مي آورد . بر اثر بوجود آمدن مشكلات ياد شده ، تعادل خانواده در موارد گوناگون به هم خورده و استرس و تنش ميان اعضاء بال مي رود .

بسياري از ترك تحصيل ها ، كار كودكان در سنين پايين ، سرقت، سوء استفاده از كودكان و فرار از خانه ، به سبب فقر و تهي دستي در خانواده بوجود مي آيد .كودكي كه از يك سو به سبب كمبودهاي مادي به آرزوهايش نرسيده و از سوي ديگر ، به سبب نداشتن امكانات براي رشد فكري و فرهنگي، فردي كوته فكر و ساده بار آمده است ، قدرت تجزيه و تحليل ضعيف تري نسبت به ديگر همسالان خود دارد و با اندك وعده اي حاضر مي شود دست به هر كاري بزند .

طبق نتایج یک پژوهش که توسط مریم فتحی بر 50 دختر فراری یکی از خوابگاههای نگهداری از این دختران در شهر تهران انجام شده دخترانی که در خانواده های پرجمعیت زندگی می کنند به دلیل فقر مالی و اقتصادی و عدم پاسخگویی والدین به نیازهایشان بیشتر از خانه متواری می شوند.
همچنین این دختران علل اصلی فرارشان از منزل را در مرتبه اول محدودیت بیش از حد والدین، آزار و اذیت آنان، ازدواج اجباری، اختلاف خانوادگی، فقر مالی، ممانعت از ادامه تحصیل و اعتیاد پدر و یا مادر عنوان کرده اند.
در این پژوهش همچنین 5/55 درصد از آزمودنی ها متعلق به خانواده هایی بوده اند که والدینشان دچار اختلاف های خانوادگی بوده و نسبت به یکدیگر رفتار تند و خشن داشته اند.
88درصد نیز متعلق به خانواده از هم گسیخته و 31درصد هم تجربه جدایی پدر و مادر را در ذهن داشته اند.
در بین افراد مورد آزمون5/42درصد آنها پدر معتاد، 20درصد مادر معتاد و 35درصد پدر و مادر معتاد و 21درصد نیز خودشان معتاد بوده اند.
نتایج این پژوهش حاکی از آن است که :5/67درصد از این آزمودنی ها با رفتار بد، ضرب و شتم پدر و مادر یا اعضای خانواده روبرو بوده که این خشونت بیشتر از جانب پدر و یا برادران اعمال شده است. این پژوهش یکی دیگر از عوامل موثر در فرار دختران را سابقه محکومیت آنها قلمداد می کند و نتیجه می گیرد 5/20درصد از آزمودنیهای این پژوهش سابقه محکومیت داشته که این افراد بعد از گذراندن دوران محکومیت و بازگشت به خانه مجدداً اقدام به فرار کرده اند. همچنین 5/50درصد از افراد مورد پژوهش نیز از وضعیت تحصیلی پایینی برخوردار بوده اند.
در بین افراد این پژوهش دخترانی وجود داشته اند که سابقه چند بار فرار از منزل را داشته اند که آنها در مصاحبه عمقی با پژوهشگر اعلام کرده اند که هرگز حاضر به بازگشت به خانه نیستند که این امر در بین افرادی که اولین سابقه فرار را داشته اند مشاهده نشده است در مواردی هم که این دختران به خانه تحویل داده شده اند مجدداً از منزل متواری شده و در این تعدد فرار دچار آسیب های جنسی و جسمی بیشتر شده و نهایتاً به اعتیاد و فحشا روی آورده اند.
بنابراین پژوهشگر تحویل این دختران به منزل را بدون اندیشیدن تمهیدات ویژه به صلاح آنها ندانسته و نتیجه این بازگشت را مثبت ارزیابی نکرده است.
دلیل فرار مجدد این دختران بعد از تحویل نیز از سوی برخی از آنان اینگونه عنوان شده است: خانواده واطرافیان بر ما بر چسب دختر فراری گذاشته و به عنوان مجرم با ما نگریسته اند که این رفتارها و آزار و اذیت های کلامی زمینه ادامه فرارمان را فراهم کرده، همچنین ترس از تنبیه و ضرب و شتم جسمی مانند گذشته علت فرار مجدد این دختران است.
در این پژوهش 3/65درصد از دخترانی که بیش از سه بار فرار کرده اند و 6/31درصد از دخترانی که 1 تا 3 بار فرار کرده اند حاضر به بازگشت به خانه نبوده اند. ترس از آسیب دیدگی مجدد، تکرار آسیب های قبلی نیز از دیگر علل ترس این افراد در بازگشت به منازلشان عنوان شده است.
این پژوهش که در سال 83 انجام شده اعلام می کند که آمار فرار دختران طی چند سال گذشته افزایش چشمگیری یافته تا جایی که در سال 1380صد و بیست و دو نفر اقدام به فرار کرده (آمار ثبت شده توسط بهزیستی و نیروی انتظامی) اما این تعداد در سال 83 به 300نفر رسیده است. که این مساله لزوم بازنگری در قوانین حمایتی از این دختران را ضروری می سازد.

چنین افزایش آماری البته در سطح جهانی نیز مشاهده شده و بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی سالانه بیش از یک میلیون نوجوان 13الی 19ساله از خانه متواری می شوند.
این پژوهشگر تغییر روش اجرای طرح مداخله در بحران و عملکرد آن، ارائه خدمات مشاوره ای سازمان بهزیستی به خانواده قبل از ترخیص دختران فراری و بعد از آن را, اصلاح قوانین، ایجاد قوانین حمایتی از دختران فراری به ویژه آنان که مورد آزار جنسی والدین قرار گرفته اند را از مهم ترین کمک های حمایتی و قانونی نسبت به این دختران آسیب دیده اجتماعی دانسته است.

3-اعتياد

وجود اعتياد ساليان درازي است كه دامان جامعه ما بويژه نسل جوان را فرا گرفته و خواسته يا نا خواسته ابعاد آن گسترش يافته است. به گونه اي كه امروزه براي بعضي از افراد ، ‌صحبت كردن درباره معتادان و اعتياد ، مسئله اي عادي تلقي مي شود. قرار گرفتن ايران در مسير ترانزيت مواد مخدر به اروپا ، همجواري با دو كشور پاكستان و افغانستان كه از مهمترين مركز تهيه و توزيع مواد مخد در دنيا مي باشند ، توطئه استعمارگران براي پخش مواد مخدر در كشور اسلامي ايران ، وجود افراد سود جو و در آمد بالاي حاصل از قاچاق مواد مخدر از جمله مهمترين عوامل گسترش مواد مخدر در كشور ما مي باشد.

دختران فراري ضمن اينكه خود مشكلات گوناگوني را تجربه كرده و انگيزه بيش تري براي اعتياد دارند، گزارشها حاكي از آن است كه تعدادي از دختران فراري به سبب تهيه مواد مخدر از خانه گريخته اند. زيرا در خانه ، والدين اصرار به ترك اعتياد آنان داشته اند وآنها به دليل اين كه اعتياد را ترك نكنند از خانه گريخته اند. از طرفي بر خي از دختران فراري بدليل اعتياد والدين و به خواسته آنان ، مجبور به خريد مواد مخدر براي والدين معتاد مي باشند . بنابر اين اعتياد خود و اعتياد والدين يكي ديگراز عوامل موثردر خانه گريزي دختران مي باشد.

4-رسانه هاي گروهي

رسانه هاي گروهي خصوصا راديو و تلويزيون امروزه در زندگي مردم جايگاه ويژه اي پيدا كرده اند. اما در اين ميان تلويزيون با بهره گيري از دو حس بينايي و شنوايي تاثيرگذار ترين عامل پس از خانواده بر روي فرد خصوصا نوجوانان و جوانان است .تلويزيون مي تواند در مورد مطالب گوناگون آموزشهاي مفيدي به مخاطبان بدهد . همچنين تلويزيون مي تواند با استفاده از برنامه ها مختلف در هويت دهي به جوانان نقش ايفاكرده و الگوها و فرهنگ هايي را به جامعه مخاطبين معرفي نمايد.

در واقع الگو پردازي و تاثير پذيري مستقيم از تلويزيون و فيلم هاي به نمايش درآمده در ان ، واقعيتي انكار ناپذير است كه در زمينه خانه گريزي هم اين آثار كاملا به چشم مي خورد .تعداد زيادي از دختران فراري اعتراف كرده اند تا زماني كه در بعضي از فيلم ها نديده بودند نوجواني به سبب دعو با مادرش قهر مي كند و از خانه خارج مي شود ، چنين راه حلي براي فرار به ذهن آنان نرسيده بود .آنها تنها با ديدن چنين فيلمي به فكر فرار افتاده اند تا از امر و نهي مادر خلاص شوند .

عواملی که تمایل به فرار را موجب می شود:

از مهمترین این عوامل عبارتند از:

1-              طلاق:

2-               طلاق والدین به طرز عجیبی روان دختران را تحت تاثیر قرار می دهد و آنها را دگرگون می کند و برای انجام کارهای خلاف و نادرست مستعد می سازد.

3-               آمار و ارقام نشان می دهد در ایالات متحده امریکا 80% بزهکاران نوجوان محول خانواده های طلاق هستند در این کشورها نیز ارقام تایید می کنند که درصد قابل ملاحظه ای از بزهکاران در خانواده های طلاق حضور داشتند.

4-               از جمله این بیماریهای اجتماعی فحشا تکدی پر خاشگری ناسازگاری ترک تحصیل افت تحصیلی مشکلات متعدد شخصیتی و بیماری های روانی عواملی هستند که به طلاق ارتباط دارند.

5-               دکتر منوچهر خزائی در کتاب بزهکاری اطفال اشاره دارد که در کانون اصلاح و تربیت مشهد 26 نفر شان متعلق به خانواده های طلاق هستند و یا اینکه هر سال در فرانسه در حدود 2500 نفر ولگرد از 18 سال به دادگاه فرستاده می شود تا تحت حمایت و اقدامات تربیتی قرار بگیرند و اغلی اینها از خانواده های طلاق و یا پدر و مادر های جدا هستند و به همین دلیل فرار از خانه را اختیار کرده اند و به ولگردی فحشا و روابط هم جنس بازی مشغول می باشند.
طبق ارقام سازمان بهزیستی کل کشور در سال 1378 تعداد 107000 تقاضای طلاق در دادگاه های بررسی شده که تعداد 5200 مورد آن منجر به طلاق شده و مسلما فرزندان متعلق به 52000 خانواده طلاق خیلی بیشتر از این تعداد خواهد بود که با روانی مو تاثر از این طلاق ها آماده انحراف اجتماعی هستند.

6-               اغلب صاحب نظران عقیده دارند، در صورت فوت پدر عاطفه مادر تا حدود زیادی می تواند آن را جبران کند . ولی طلاق تاثیر و نتیجه متفاوتی را مطرح می کند از جمله:

1-                            منازعه پدر و مادر پر خاشگری آنها و عدم توافق والدین

2-                             خصومت نا مادری در اغلب موارد.

مسئله این است که نوجوان نیازمند کسب تجربه و استقلال می باشد اگر پدران و مادران به این ذو مورد یعنی استقلال و کسب تجربه آنها توجه نکنند ، روح آنان را آزار داده و موجبات بروز سر کشی نوجوانان می شود.

مسلم است اگر پذران و مادران این واقعیت روحی را درک نکنند و به آن مانند یک پدیده غیر طبیعی بنگرند قطعا نوجوان نخواهد توانست این مرحله را پشت سر گذاشته و اختلاف دو نسل عمیق تر خواهد شد.

3-فقر عاطفی:

این پدیده یکی از عوامل مهمی است که موجبات ترک خانه را توسط دختران نوجوان فراهم می سازد ، چون دختران حساس و آسیب پذیر تر از پسران هستند ، به دنبال این وضع برای کمبوئ عاطفه فرار اختیار کرده و به گروه های هم سن و خلافکار می پیوندند.

پیاژه معتقد است 60% کودکان منحرف و مجرم از خانواده های نا همساز و نا منظم صادر شده اند.
4- ترک تحصیل و افت تحصیلی:

ترک تحصیل یکی از عوامل دلسردی و در نتیجه فرار از خانه و سوق به بزهکاری است.
یک بررسی و تحقیق از کانون اصلاح و تربیت نشان می دهد که 83% نوجوانان بزهکار در مقاطع مختلف سنی ترک تحصیل کرده اند و این موضوع رابطه نزدیک ترک تحصیل و وقوع جرم را ثابت می کند.

و به عبارتی 90% از نوجوانان قبل از تصمیم فرار از خانه اول تحصیل خود را ترک کرده و از مدرسه گریخته اند، یعنی فرار از مدرسه می تواند مقدمه ای بر فرار از خانه تلقی شود.

سخت گیری والدین نسبت به کودکان و همچنین آزادی بیش از حد به فرزندان تاثیرات برابر در فرار نو جوانان از خانه دارد و این مسئله را تجربه به ثبوت رساندن است.

یکی از صاحب نظران معتقد است که ریشه هر نوعی از انحراف و بزهکاری نوجوانان را در سخت گیری های غیر منطقی والدین باید یافت.ضمنا اعداد و ارقام نشان می دهد که در ماه های خرذاذ و شهریور گریز از خانه افزایش می یابد و در ماه های امتحانات مدارس روزانه پنج نفر کودک و نوجوان از خانه فرار می کنند

ذر حالیکه در ماه های دیگر هر روز سه نفر از خانه فرار می کند . البته تفاوت این دو مقطع نشان دهنده این مسئله است که در ماه های خرداد و شهریور شکست تحصیلی به عوامل ذیگر ماه های عادی اضافه می شود.

و در این رابطه، تحقیق پیرامون علل انحرافات اخلاقی و فرار دختران توسط انجمن اولیا و مربیان نشان می دهد که 30% از دختران فراری علت اصلی فرار خود را شکست تحصیلی عنوان کرده اند.
5-فقر اقتصادی:

در شکل گیری پدیده انحرافات اجتماعی و بزهکاری ، فقر اقتصادی یکی از عوامل بسیار مهم زمینه ساز آن می باشد

از آثار فقر کج خلقی والدین و آسیب پذیری آنهاست و این دو اثر موجب می شود نوجوان حساس و زود رنج برای جستجوی کمبود های خود در خانه به بیرون خانه رو آورده و راهی شهر های بزرگ و ترک شهر و دیار کند.

وقتی در خانه ای کمبود چشم گیر است پدر و مادر برای جبران آن مجبور به کار بیشتری در بیرون خانه می شوند و شب خسته و ناتوان به خانه باز می گردند و در برابر خواسته های کودکان خود به خشونت و بازتاب های سخت گیرند متوسل می شوند از این مرحله موضوع کار نوجوانان برای تامین مقداری از کمبود های مطرح میشود و برای رفتن به مدرسه نوجوانان والدین تمایلی نسان نمی دهند و این خود مقدمه ای میشود برای ترک تحصیل و گرایش به انحراف ها و جرائم مختلف
6- مرگ والدین :

مرگ پدر که تامین کننده اقتصاد خانواده است بیشتر از مرگ مادر خانواده را تحت فشار می دهد
و از هم می پاشد و این واقفه خود مقدمه ای می شود برای فرار از خانه فرزندان خانواده چون بعد از مرگ پدر هر یک به گوشه ای رها شده و یا به ولگردی و دزدی و دیگر انحرافات می پردازند.
چنانچه طبق تحقیقات به عمل آمده از 100 دختر منحرف 65% آنها پدر نداشته اند و عامل انحراف جنسی خود را نذاشتن پدر عنوان کرده اند و در کل مسئله ، دختران منحرف جنسی بیشتر آنهایی هستند که پدر و مادر نداشته اند و ضمنا مرگ پدر بیشتر از مرگ مادر آنها را یه انحراف جنسی کشیده است.

7- فرزند آزاری

تنبیه فیزیکی بدون دلیل و افراط در سخت گیری ها از شایع ترین دلایل فرار مخصوصا دختران از خانه است که معمولا توسط پدر، مادر یا نامادری انجام می گیرد . دلایل این امر عبارت اند از :
الف: احساس تملک والدین نسبت به فرزندان
ب: ابتلا به بیماری های روحی و روانی والدین
ج: موج گرفتگی که از عوارض جنگ های نظامی است
د: ناتوانی و فقر مالی شدید و والدین

مسئله فرزند آزادی بیشتر در پدران زیر 30 سال و مادران ریر 26 سال دیده می شود .
زنها پس از شکست در ازدواج عامل بدبختی خود را فرزند نشان می دانند و مادران فرزند آزار بیشتر از پدران فرزند آزار می باشند
البته درصد دختران فرار به دلیل تنبیه پدر ها بیشتر از دخترانی می باشد که به بهانه فرزند آزادی مادران اقدام به فرار کرده اند
7-رابطه محل سکونت نامنا سب و انحرافات اجتماعی
تعداد زیادی صاحب نظران ریشه انحرافات اجتماعی را در خانه های مسکونی نامناسب جستجو می کنند و رایطه انحراف با محل سکونت را ناشی از این عوامل می دانند:
1-  نواحی خانه ارزان قیمت
خیابان های تنگ و پر پیچ و خم و پر ازد حام
خانه های با مصالح نامر غوب ( مثل خانه های تیپ زاغه ها و حاشیه نشین ها )
صاحب نظران معتقد ند که بیشترین تعداد و منحرفان اجتماعی را این سه تیپ خانه و محله در خود جای داده است .
2-در خانه های پر جمعیت ، بچه های نوجوان و جوان مجبورند همه با هم و همراه والدین خود در یک اتاق زندگی کنند.
3-معمولا محلات پر ازدحام دارای واحد ها مسکونی کوچک و نامناسب و مراکز و نواحی غیر بهداشتی جز نقاط فقیر نشین و جرم زا محسوب میشود.
4-محلات حاشین اطراف تهران
5-خانه های با بچه های زیاد که در یک خانه امکانا ده اتاق به ده خانوار پر فرزند اجاره داده شده که بدون اغراق خانه هایی با بیش از 120 و بیشتر جمعیت با هم زندگی می کنند ، البته باید پایگاه اجتماعی افراد ساکن در یک خانه را در این بررسی م محاسبه دخالت داد
7-تحت تاثیر قرار گرفتن ناشی از ساده لوحی
دختران ساده لوح بی سواد و بی سرپرست که از امکانات رفاهی و مالی کافی بر خوردار نیستند و محبت لازم را در خانواده نذیده اند زودتر از دختران گروه دیگر که امکانات لازم را دارا می باشند و محبت پدر و مادر را در خانه دیده اند تحت تاثیر پیشنهادات افراد دام گستر و بزهکار می گیرند.
صمیمی شدن فوری و بیرون ریختن رمز و راز های خامواده و خود پیش دیگران موجباتی فراهم می آورد که زودتر به دام بزهکاران افتاده و به تباهی کشانده شوند
مادران وظیفه دارند که با دختران نوجوان خود مانند یک دوست رفتار کنند تا این دختران جرئت کنند رازهای خود را با مادرشان در میان بگدارند و مادران با راهنمایی های خود مانع به دام افتادن و انحراف آنها شوند اغلب دختران منحرف اظهار می دارند در خانه کسی نداشتند که به حرف آنها گوش بدهند.
8-رابطه دختر و پسر
هر نوع برخورد خشن با مسئله ای به نام رابطه با جنس مخالف مشکل را حل نمی کند بلکه بر آن دامن می زند ، دختران موجوداتی عاطفی هستندوقتی در خانه این توجه را نبینند مسئله را به بیرون خانه و به دیگران می کشانند.
مادران در خانه باید به ئختران نوجوان خود محبت کنند و حرف آنها را بشنوند و راهنمایی شان کنند اغلب دیده می شود که بسیاری از دختران به محض نزدیک شدن مادرانشان حرف خود را با مخاطبشان قطع می کنند در حالیکه بهتر آنست که دختر نوجوان بتواند با مادر خود حرف خود را مطرح کند. ارقام نشان می دهد بیشتر دختران فریب خورده جویندگان مهر و محبت بوده اند.
پدران و مادران مهربان فرزندان موجه تری دارند و در مقابل پدران و مادران عصبانی و خشن و امر و نهی کننده دختران خود را به بیرون از خانه راهنمایی می کنند و آنها طعمه بزهکاران می شوند و سرنوشت غم انگیزی می یابند.
مهم ترین مسئله این است که پدران و مادران خصوصا مادران اعتماد دختران خود را جلب کنند تا دختر ها به جای اینکه با دیگران درد دل کنند با مادران خود حرف خودشان را بزنند و راهنمایی بگیرند.
ذختران باید بدانند در هر معاشرتی هدفی را باید دنبال کرد و برای رسیدن به آن هدف از راه های شرافتمندانه می توان استفاده کرد آنچه که خیلی فوری تحصیل میشود مسلما ارزش پایینی دارد و برای آنچه تلاش و سعی بیشتری باید کرد حتما گران و ارزشمند تر است.
پذران و مادران باید قبول کنند که دختران آنها از معاشرتهای در خلوت و تاریک زندگی خود را خواهند باخت باید به آنها این فرصت را بدهند در خانه خود و حتی با حضور خواهر و برادر و یا مادر خود با دولت خود معاشرت کنند و همه در ان مسئله نظر خود را بگویند عقل ها وقتی جمع شود حتما نتیجه نیکویی ببار خواهد آورد.
9-تعصبات مذهبی و عقاید خشک
اگر آزادی بیش از حد و غیر متعارف و یا عدم آن خود موجب انحراف دختران در جامعه می شود تعصبات مذهبی نیز می تواند یکی از همین موجبات یاشد و هر دو مورد از انگیزه های فرار دختران از خانه می شود.
محدودیت های خارج شدن از خانه و یا مانع شدن از رفتن دختران یه مدارس که بعضی از خانواده ها و شهرستانها دیده میشود نیز از انگیزه های فرار دختران از خانه است.
به عنوان نتیجه می توان گفت که انحرافات دختران نووان از مسائل آسیب شناسی است و می توند عامل مهمی در پیدایش انحرافات دیگر باشد
افراد مجرم در هر جامعه ای خود را در دوران کودکی تجربه کرده اند.
خانواده در مسیر درست قرار دادن نوجوانان خود موثر است پدر مادر هر دو دارای قدرت کافی هستند که با سلطه خود نسبت به رزندان آنها را وادار به رفتار درست و سنجیده در جامعه می کنند در اینصورت اختلاف میان والدین و وجود تشنج و غوغا و دور بودن از محبت و عاطفه به تدریج عدم سازگاری را در نوجوانان موجب میشود در حالیکه خانواده های سالم در مقابل نوجوانان خود را دارای اعتماد به نفس و دارای روان سالم می کنند.
رفتار سنجیده والدین در شکل گیری شخصیت نوجوانان تاثیر فراوان دارد و در این مسیر نقش مهمی را ایفا می کند.
متاسفانه پدیده هایی از نوع مشاجره ،نزاع ،جدایی، بیماری و طلاق و مرگ نتایج منفی الف باری در نوجوانان ببار می آورد و آنها را بسوی تباهی و انحراف و اعتیاد و فحشا سوق می دهد اعتقادات مذهبی دختران را باید تقویت کرد و آئین و عقیده را محکم و منطقی و مفید به آنها القا نمود.
لازم است در این باره به موارد زیر توجه داشت:
1- اانحراف دختران ناشی از زندگی شهری است و این نوع در شهر های بزرگ و وسیع منجر به فحشا و روسپی می شود
2-نبودن والدین و حتی یکی از آنها و نداشتن سرپرست دلسوز در گرایش دختران منحرف بدون مادر بوده اند و 57% نبز فاقد پدر در دوران نوجوانی بوده اند.
3-اعتیاد والدین و یا یکی از آنها از موجبات مهم انحراف فرزندان آنها می باشد.
4-فقر و وضع نا بسامان مالی خانواده از عوامل بسیار مهم و موثر رواج فحشا و انحراف دختران است
5-بی سوادی والدین یکی از این عوامل است ارقام نشان می دهد 63% از پدران و 79% از مادران دختران بزهکار بی سواد بوده اند. جهل و نادانی و فر هنگ پایین آنها یکی دیگر از آن عوامل است.
6-ازدواج های نامناسب و حضور دو فرهنگ متفاوت و متضاد میان زوج ها منجر به جذایی و طلاق خواهد شد.
7-روابط سرد والدین و خصوصا مادر موجب می شود که دختر این کمبود را در بیرون از خانه جستجو کند.
8- معاشرت با دوستان نا باب زود باوری و سادهلوحی و حضور مدتهای طولانی در خیابانها بدون هدف مشخص یکی از عوامل انحراف می تواند باشد.
گذشته از این نتایج باید نهادهایی که برای بررسی و چاره اندیشی مسئله انحرافات اجتماعی دختران مسئولیت و وظیفه دارند دقت کنیم، بیشترین کاری که این موسسات انجام می دهند پرداخت ماهیانه 15000 تومان به خانواده افرادی است که انحراف آنها به طریقی مسلم شده و مامور کردن مشاوری برای خانواده و صحبت کردن باآنها ، هر دوی این راها هیچ دردی را در این باره دران نمی کند ویا نگهداری تعدادی از این نوجوانان در خانه های امن که غالبا از این خانه ها این نوجوانان فرار می کنند در این باره باید تحقیق مستقلی به عمل آید.

از عوامل ديگر فرار فرزندان از خانه مي‌توان به موارد ذيل اشاره كرد:
-كمبود هاي عاطفي در خانواده
-عوامل اجتماعي وفرهنگي
-مهاجرت
-انحرافات جنسي
-گسيختگي خانواده بر اثر طلاق
-فوت يكي از والدين به خصوص مادر
-وجود نامادري
-فقر ومشكلات اقتصادي
-علل رواني وجسماني
-اعتياد فرد يا يكي از والدين
-استبداد خانواده ها
-ازدواجهاي اجباري
-ممانعت از ادامه يا اصرار بر ادامه تحصيل
-تنبيهات بدني وروحي
آنچه كه ذكر شد وبسياري دلايل ديگر زمينه فرار فرزندان را از خانه فراهم مي‌كند كه در اين بين فرار دختران به دليل دارا بودن روحيه‌اي حساس وشكننده ( با توجه به نگرش هاي خاص موجود در ايران ) از اهميت ويژه‌اي برخوردار است ونسبت به پسران آسيب هاي بيشتري را متحمل مي شوند پژوهش هاي انجام شده توسط جامعه شناسان در زمينه دختران فراري حكايت از آن دارد كه رابطه عاطفي منفي احساسات منفي ابراز شده توسط اعضاي خانواده از قبيل انتقادهاي بيش از حد خصومت دخالت بيش از حد وسوق دادن فرزندان به احساس گناه از جمله دلايل فرار فرزندان از منزل بوده است .اثرات رويدادهاي دردناك زندگي نيز در اين مقوله قابل توجه بوده است .نكته ديگر اين كه روابط خانوادگي نامناسب ويا مختل بيشترين اثر را بر فرار دختران از منزل دارد.
رسوخ و اشاعه بي بند و باري ‌هاي اجتماعي از طريق وسايل ارتباط جمعي مخصوصاً باز شدن كانال هاي ماهواره اي اينترنت و موارد مربوط به آن از يك سو و سهل انگاري خانواده‌هاي از سوي ديگر اين القا را در جوانان ونوجوانان ايجاد كرده كه آزادي را بي قيد و شرط بودن معني كنند و با پشت پا زدن به رسوم كهن از جمله تكريم و احترام به بزرگترها و والدين و عدم توجه به نصايح و اندرز هاي منطقي آنها با فرار از خانه و تك زيستي آزادانه مي توان به سعادت و آرامش دست يافت . غافل از اينكه در دامهاي گسترده تبهكاران گرفتار آسيب هاي فراوان خواهند شد.
نتايج پژوهشهاي انجام شده :
شايان ذكر است در بسياري از موارد خود نوجوان ازتبعات فرارش بي خبر است از تبعات فراركه تن دادن به هر كاري براي بقا است. البته فراريك دختراز ديد معادل فسا د اخلاقي نيست ولي احتمال وقوع آن در دختران فراري بسيار زياد است نتايج پژوهشي كه روي 110 دختر فراري در تهران انجام شده است نشان مي‌دهد بيش از نيمي از نمونه ها سابقه ارتباط جنسي داشته اند كه از ميان 18 درصد نمونه ها در همان روز اول و حدود 60 درصد طي هفته اول براي كسب پول ويا مسكن مجبور به برقراري ارتباط جنسي شده اند.اين مساله آغاز دوره جديدي در زندگي يك دختر فراري است به طور كه احتمال بازگشت او را به خانواده كاهش مي‌دهد .وي را در معرض خطر انواع بيماريها ( مثل ايدز و ديگر بيماريهاي مقاربتي و اعتياد) و بيماريهاي رواني قرار مي‌دهد .
بسياري از دختران اگر پس از فرار مي توانستند از حمايت كافي اجتماعي برخوردار شوند به خانه ها باز مي ‌گشتند و يا تحت حمايت سازمان اجتماعي از روي آوردن به روسپيگري – اعتياد و خريد و فروش موا د مخدر در ا ما ن مي ‌ماندند .
وجود ارتباط نامشروع و ترس از پذيرفته شدن در خانواده ، فقر فرهنگي و اقتصادي پايين بودن سطح تحصيلات خانواده و فرد از ديگر عوامل فرار محسوب مي شود .
فرار كودكان 8 تا 17 ساله يك اپيدمي مي باشد شيوع اين پديده سن پديده را نيز به شدت كاهش داده است وجود بچه هاي 8 ساله در خانه هاي سلامت دليل روشني براي اثبات اين ادعاست .
ميانگين سن دختران فراري كه به بهزيستي ارجاع داده مي شود 17 سال است البته در ميان آنها سن پايين تر از 17 و بالاتر از 25 سال نيز ديده مي شود اما در پيچ خم اين آمار ها يك مساله كاملا به فراموشي سپرده شده است و آن اينكه چه عواملي سبب فرار از خانه شده است ؟ آيا فشارهاي اقتصادي تامين نكردن نيازهاي نسل جوان سبب فرار از خانه شده است ؟ آيا اين گريز به گسترش بحران هاي اجتماعي ديگر( نظير شيوع انواع بيماريهاي جنسي – تزلزل خانواده ها و پاره شده حريمهاي امن خانوادگي ) منجر مي شود ؟
پس بنابر اين خانوادها بايد هوشيار بوده ودر برخورد با فرزندان با آگاهي عمل نمايند.

پيامدهاي خانه گريزي دختران :

1- پيامد هاي خانه گريزي بر فرد:

فرهنگ اسلامي جامعه ما ، اصولا فرار را قبول ندارد .چرا كه فرار با ضريب 99% با آسيب همراه است . پديده خانه گريزي دختران بيشترين آثار و آسيب ها را بر فرد فراري بر جاي مي گذارد. دختري كه فرار مي كند ، پس از فرار ، با حادثه هاي گوناگون و تجربه هاي ناگواري روبه رو شده و با خيلي مسايل و بزه ها آشنا مي شود كه بر شخصيت او اثر مي گذارد. از طرفي تصورش بر اين است كه پل هاي پشت سرش خراب شده و راهي براي بازگشت به خانواده ندارد. و به اين ترتيب دچار آسب هاي بسياري مي شود.

اختلالات رواني (مثل افسردگي ، فشار هاي رواني ، پرخاشگري) ‌اختلالات شخصيتي( تعارض شخصيتي ، شخصيت مرزي ، شخصيت نمايشي و شخصيت ضد اجتماعي ) ، اختلالات شناختي( احساس پوچي ، بي هدفي ، نااميدي و...) و اختلالات رفتاري ( سرقت ، تكدي گري ، روسپيگري ،خود زني و خود كشي و....) از جمله مهمترين آثار و پيامد هاي فردي فرار مي باشد .كه در اغلب دختران فراري اين عوارض مشاهده و در برخي تحقيقات به آنها اشاره شده است .

2- پيامد هاي خانه گريزي بر خانواده :

از آنجا كه خانواده و اعضاي آن ، نزديكترين اشخاص براي هر فرد هستند ، مشكلاتي كه براي فرد بوجود مي آيد ، بيشترين تاثير رار پس از خود بر خانواده فرد ميگذارد از جمله مهمترين پيامد هاي خانه گريزي دختران در خانواده ، ايجاد مشكلات عاطفي و روحي رواني براي اعضاء‌خانواده خصوصا پدر و مادر است .تعداد زيادي از پدران و مادران به دنبال فرار دخترشان ، دچار سكته ، بيماريهاي قلبي و امثال آن مي شوند.

رفتار والدين پس از فرار فرزند در برخورد با ساير فرزندان نيز تغيير مي كند. و بدون بررسي دقيق مساله فرار فرزندشان ، شيوه تربيتي خود را تغیير مي دهند. يا بر سختگيري و فشار هاي خود بر فرزندان مي افزايند يا برعكس ، بيش از حد معمول فرزندان خود را آزاد مي گذارند كه هر دو اين رفتار ها به زيان ديگر فرزندان خواهد بود. الگو پذيري خواهر و برادران ديگر از رفتار فرد فراري از ديگر پيامدهاي خانوادگي خانه گريزي مي باشد.

3- پيامد هاي خانه گريزي بر جامعه :

پديده خانه گريزي علاوه بر خود فرد و خانواده او، آسيب هاي فراواني را به جامعه وارد مي كند. افزايش مشكلاتي چون: اعتياد ، قاچاق ، ‌فحشا، دزدي ، دوستي هاي خياباني، روسپيگري ، آلودگي و بيماريهاي جنسي از مهمترين پيامد هاي خانه گريزي بر جامعه مي باشد كه هر كدام از مشكلات ياد شده آسيب هاي متعددي را در جامعه بوجود مي آورد كه پرداختن به آنها در حوصله اين بحث نمي باشد.

علاوه بر آن ضررهاي اقتصادي كه پديده فرار دختران بر جامعه مي گذارد ، نبايد ناديده گرفته شود. افراد زيادي در ارگانهاي مختلف مثل دادگستري ، نيروي انتظامي ، بهزيستي و... در ارتباط با فرار از خانه فعاليت مي كنند و هزينه هاي زيادي صرف اين مساله مي شود. كه با در نظر گرفتن پيامدهاي فرار مثل اعتياد ، بزهكاري و...مي توان گفت كه بخش زيادي از سرمايه هاي كشور صرف پديده خانه گريزي و پيامد هاي آن مي گردد و به عبارتي ديگر خانه گريزي به اقتصاد جامعه نيز زيان مي رساند .

و در پايان گفت بررسي ابعاد مختلف پديده هاي اجتماعي از جمله خانه گريزي دختران ، نياز به انجام تحقيقات ميداني گسترده با بهره گيري از محققان ، روانشناسان ،‌مددكاران اجتماعي و... دارد و با يك تحقيق يا يك مقاله نمي توان به همه ابعاد پرداخت. در اين مقاله نيز فقط بخشي از پديده خانه گريزي يعني مهمترين دلايل و پيامدهاي خانه گريزي مورد بررسي قرار گرفته است كه قطعا خالي از اشكال نخواهد بود. اميد كه مطالب ارائه شده بتواند قدمي هر چند كوتاه در كاهش اين معضل بردارد .

در پايان به منظور پيشگيري و كاهش اين پديده پيشنهاداتي به دست اندركاران امر ساماندهي و پيشگيري از آسيب هاي اجتماعي بشرح ذيل ارائه مي گردد:

پيشنهادات:

- استواري و تحكيم كانون خانواده با ارائه آموزش هاي مختلف

- افزايش توان مالي و فرهنگي خانواده ها ي آسيب پذير

- حمايت از حقوق اجتماعي زنان به عنوان قشري كه ضريب آسيب پذيري آنان بالاست

- آموزش به والدين در خصوص نحوه رفتار با فرزندان از طريق رسانه هاي گروهي خصوصا راديو و تلويزيون

- آموزش به والدين و نوجوانان در خصوص شناخت دوران حساس بلوغ و نوجواني

- فراهم نمودن زمينه اشتغال سالم و مناسب براي دختراني كه دوره باز پروري را در مراگز بازپروري سپري كرده اند

- استفاده از مددكاران و مشاوران با تجربه در مدارس

- استقرار مددكاران در پاركها ، ترمينالها ، راه آهن براي شناسايي دختران فراري

- رفع موانع قانوني برخورد با والديني كه كودك خود را مورد آزار و اذيت قرار مي دهند

- ايجاد مراكز مددكاري يا مشاوره خانواده بصورت رايگان با هزينه هاي خيلي كم در مناطق آسيب پذير

- انجام تحقيقات گسترده درباره علل خانه گريزي و علل فرار مجدد

- برخورد جدي و قانوني با بي بندو باري و بدحجابي در جامعه

راهكارهاي قابل توجه

فرار از خانه از جمله رفتارهاي ناسازگارانه است كه از كودكان و نوجوانان سر مي‌زند و با توجه به پي‌آمدهاي سوء آن يكي از آسيب‌هاي خانوادگي و اجتماعي جامعه شناخته مي‌شود. آسيبي كه مي‌تواند بهداشت رواني فرد و جامعه را تحت تأثير قرار دهد. روند روبه‌افزايش آمار فرار دختران از خانه، نگراني و هشدار صاحب‌نظران را به دنبال داشته است. نظر به اهميت و نقش تعيين‌كننده سلامت جسماني و رواني كودكان و نوجوانان هر جامعه در تأمين بقا و آينده آن ملت و نيز تأثيرات سوء اين معضل در سلامت رواني نوجوان، زهرا حقيقت دوست، كارشناس ارشد و روان‌شناسي تربيتي پژوهشي با عنوان "عوامل زمينه‌ساز فرار دختران از خانه" را انجام داده است. وي در اين پژوهش به بررسي مهم‌ترين عوامل زمينه‌ساز فرار دختران نوجوان و روشن ساختن برخي از زواياي تربيتي و روان‌شناختي اين معضل پرداخته است.

جامعه آماري اين پژوهش، دختران فراري شهر شيراز در سال 1381 هستند كه در سه مركز بحران‌هاي اجتماعي، مركز بازپروري زنان و زندان به سر مي‌برند و از ميان آنان 30 نفر دختر فراري بين سنين 15 تا 25 سال به شيوه نمونه‌گيري در دسترس انتخاب شده‌اند. گردآوري اطلاعات از طريق پرسشنامه و مصاحبه انجام گرفته و داده‌ها با استفاده از آزمون كاي‌دو و محاسبه درصدي تحليل شده است.

پژوهشگر معتقد است: فرار از خانه در ميان دختران و پسران متفاوت است. به عبارت ديگر پسران تا سن خاصي فراري محسوب مي‌شوند و از 12سالگي به بعد، عمل ‌آن‌ها فرار تعريف نخواهد شد.

چه بسيار پسراني كه در اين سن مشغول به كار هستند و با خانواده ارتباط دارند يا ندارند، اما فراري محسوب نمي‌شوند. دكتر ابهري معتقد است در بررسي كلي دلايل فرار به لحاظ فردي مي‌توان مشكلات عاطفي، روحي و اختلالات ژنتيكي را كه منجر به حالت افسردگي و حالت‌هاي گريز از خود مي‌شوند، در نظر گرفت. از سويي واقع شدن در خانوا‌ده‌هاي پرجمعيت، عدم صلاحيت اخلاقي والدين، بدرفتاري، اعتياد و فساد اخلاقي از عواملي است كه فرد را به فرار وادار مي‌كند.

به گفته حقيقت‌دوست، نتايج يكي از پژوهش‌هاي انجام شده در مورد فرار دختران نشان مي‌دهد اكثر آنان قبل از فرار، اقدام به ترك تحصيل‌كرده و مجرد بوده‌اند. در علل ترك تحصيل خود و فرار، اكثراً به اختلاف و كتك‌كاري با اعضاي خانواده اشاره كرده‌اند و پس از آن مشكل با ناپدري و نامادري و ازدواج اجباري را عامل فرار خود دانسته‌اند و سپس به احساس خردشدگي، كتك‌ خوردن از پدر و برادر بزرگ‌تر، احساس بي‌ارزشي، شنيدن فحش و ناسزا اشاره كرده‌اند. نتايج تحقيق ديگري حاكي است كه 80 درصد دختران فراري به خانواده‌هاي نابسامان تعلق داشته و عواملي مانند طلاق، اعتياد و مرگ يا ازدواج مجدد والدين در فرار اين دختران نقش داشته است.

به گفته پژوهشگر؛ نوجوان فراري براي اغلب افراد تركيبي است به معناي سركش و خارج از مهار. اما يك نوجوان به دلايل مختلفي ممكن است خانه را ترك كند. در يك پژوهش 68 درصد فراريان از خانه بين 15 تا 17 سال و 4درصد بين 11تا 17سال داشتند. اين پديده در دختران و پسران به طور مساوي ديده شده است. اين افراد از خانواده‌هاي مختلف چون فقير، غني، درون شهري يا روستايي بودند.

حقيقت‌دوست در مورد اهميت موضوع اين پژوهش بيان مي‌كند: حدود 50 درصد جمعيت ايران را افراد زير 20 سال تشكيل مي‌دهد. با توجه به اين آمار، جمعيت ايران يك جامعه جوان محسوب مي‌شود. طبق پيمان‌نامه حقوق كودك كه ايران نيز در سال 1371 به عضويت اين پيمان‌نامه درآمده است، كودكان و نوجوانان علاوه برحقوق ديگر، حق زندگي، بقا و رشد دارند. همچنين حق زندگي در قانون خانواده از حقوقي است كه براي كودكان و نوجوانان طبيعي شمرده شده و دولت‌هاي عضو پيمان‌نامه ملزم به رعايت و تحقق آن دانسته شده‌اند. بنابراين چه با هدف سالم‌سازي محيط رواني جامعه و خانواده و پيشگيري از فرار فرزندان از اين كانون سرنوشت‌ساز و چه با هدف سامان‌دهي بعد از آن، بايد به فكر راهكار جدي براي اين معضل اجتماعي بود. سلامت جامعه با وجود اين گونه آسيب‌هاي اجتماعي در مخاطره جدي قرار داد و دختران فراري از خانه، يكي از گونه‌هاي اين آسيب‌ اجتماعي است كه اخيراً با سرعت روبه‌افزايش است.

 يافته‌ها

از مجموع 30 نفر جامعه آماري اين پژوهش، سطح تحصيلات 40 درصد راهنمايي، 32درصد ابتدايي و 12 درصد متوسط گزارش شده است. 16درصد از دختران فراري نيز بي‌سواد بوده‌اند.

بالاترين فراواني دختران مورد مطالعه در گروه سني 18-15سال (4/46درصد) بوده است.

شغل پدر 6/46درصد اين دختران كارگري و 7/16درصد كشاورزي بوده است. از اين گذشته 4/13درصد پدران آنان بيكار و 3/23درصد فوت شده بودند. 64درصد مادران دختران فراري خانه‌دار بوده‌اند، در ضمن 26درصد آنان نيز فوت كرده يا طلاق گرفته بودند.

37درصد دختران موضوع اين پژوهش، سابقه مردودي در دوران تحصيل داشتند، حدود 33درصد آنان نيز سابقه خودكشي را گزارش كرده‌اند و 33درصد جمعيت مطالعه شده سابقه آزار جنسي در دوران كودكي را داشته‌اند.

براساس يافته‌هاي اين پژوهش‌ 43درصد از اين دختران در زمينه تأثير عوامل خانوادگي بر فرار از خانه پاسخ مثبت و 21درصد پاسخ منفي داده‌اند. از اين ميان بيشترين تأثير مربوط به نابساماني‌هاي خانوادگي از جمله بدرفتاري و سخت‌گيري‌هاي والدين، جدايي آنان از يكديگر، اعتياد يكي از والدين به‌ويژه پدر و نيز سوءرفتار برادر بزرگ‌تر در فقدان والدين به عنوان سرپرست  خانواده گزارش شده است.

يافته‌هاي اين تحقيق نشان مي‌دهد كه جمعيت خانواده تأثير محدودي بر فرار دختران داشته است؛ چنان‌كه بيشتر خانواده‌هاي اين گروه از دختران، كمتر از پنج‌نفر جمعيت داشته‌اند. به اين ترتيب با توجه به نتايج آزمون مجذور خي‌دو و بين متغير عوامل خانوادگي و فرار دختران از خانه رابطه معناداري وجود دارد.

اين پژوهش در زمينه رابطه بين عوامل اجتماعي و فرار دختران از خانه بيان مي‌كند: مهاجرت از شهر به روستا، تأثير رسانه‌هاي راديو و تلويزيون، تحريك دوستان و يا اخراج از مدرسه صرفاً نمي‌تواند عامل مهمي در گرايش و اقدام به فرار دختران از كانون خانواده به شمار آيد.

براين اساس 3/23درصد از پاسخگويان، نقش دوستان را در فرار دختران از خانه، زياد ارزيابي كرده‌اند. 3/23درصد، سكونت در روستا، 10درصد مهاجرت به شهر، 6درصد اخراج از مدرسه، 6درصد تأثير راديو و تلويزيون و 6درصد تأثير اولياي مدرسه را زياد دانسته‌اند.

نتايج اين پژوهش نشان مي‌دهد كه عوامل خانوادگي بيش از ساير عوامل در گريز دختران از خانه نقش داشته است. عمده‌ترين علت فرار در گروه مربوط به عوامل خانواده‌، نابساماني‌هاي خانوادگي از جمله جدايي والدين، اعتياد يكي از آنان به‌ويژه پدر و نيز سوءرفتار برادر بزرگ‌تر يا خواهران آن‌ها است. از بين عوامل خانوادگي، جمعيت خانواده‌ كم‌ترين تأثير را در فرار داشته‌ است.

در گروه مورد مطالعه 80درصد ترك تحصيل كرده بودند، 6/66درصد در شهرستان‌هاي اطراف شيراز سكونت داشته‌اند و 42درصد از اين گروه، تحصيلات دوره راهنمايي داشته و هيچ يك به ديپلم كامل متوسطه نرسيده بودند.

تاثیر ورزش بر جلوگیری از فرار دختران

طلاق که همانند تمام موارد فوق دارای کارکردهای ناهنجار است آثار سوء خود را بر روی فرزندان می گذارد. فرزندانی که به علت جدایی و رانده شدن از پدر یا مادر و گاهی هر دو آنها دچار سردرگمی و بی هویتی می شوند و این بار نیز چاره ای نیست جز فرار برای آرامشی که همیشه آرزوی آن را داشته اند. تمام این موارد که بیان شد مربوط به مسائل درون خانواده است اما یک سری علل دیگر است که به نابسامانی های اجتماعی برمی گردد. چه این نابسامانی ها و ناهنجاری ها خودشان برآیند رفتارهای خانوادگی باشند و چه حاصل عوامل بیرونی مانند: فقر اجتماعی، مسائل سیاسی و جنگ و مسائل اقتصادی.

همه اینها دست به دست هم داده اند تا شخصیت فرد را به عنوان عنصری از جامعه که هویت خود را از دست داده است متزلزل کنند فردی که تنها راه نجات خود را در فرار از همه چیز و همه کس می داند فرار دختران و اعتیاد آنان همگی حاصل شرایط نابسامانی روح اجتماع است

مساله فرار دختران از خانه بدون اینکه شناختی از پیامدهای آن داشته باشند از دیرباز ما شاهد آن در جامعه بوده و هستیم و تحقیقاتی که طی چندسال اخیر در این رابطه صورت گرفته است همه و همه بازگوی این مساله و مشکل بوده است.

در بررسی که توسط داود جوشان در سال 1379 انجام پذیرفته نیز به علل فرار دختران پرداخته است. براساس آمار موجود در 11 ماه از سال 1379 تعداد 984 نفر دختر در تهران بزرگ متواری شده اند که محقق به منظور یافتن انگیزه های گریز از 120 دختر فراری پرسشنامه هایی تنظیم کرد که نتایج به دست آمده از این آمار بیانگر این است که میانگین سنی آنان 19 سال است.
24 درصد آنان محصل، 73 درصد بدون شغل و 3 درصد نیز شاغل بوده اند. میزان تحصیلات جامعه آماری 2 درصد بی سواد، 11 درصد ابتدایی، 51 درصد راهنمایی و 36 درصد نیز مدرک تحصیلی متوسطه داشته اند.
 از نظر اقتصادی 94 درصد آنان وضع مناسب و مطلوبی داشته اند.
 43 درصد انگیزه فرار را داشتن دوست پسر دانسته اند و 34 درصد نیز بدرفتاری والدین ذکر کرده اند. 67 درصد آنان بعداز فرار مدتی با مردان غریبه و نامحرم به سر برده اند و 47 درصد آنان مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند.
77 درصد از افراد مورد بررسی اولین بار بوده است که مرتکب چنین عملی شده اند و 23 درصد نیز برای چندمین بار فرار از خانه را تکرار کرده اند.
تحقیق دیگر در زمینه فرار از خانه توسط دکتر صمدی راد صورت گرفته است که با هدف یافتن علت ها و عوامل اجتماعی و خانوادگی موثر برفرار دختران صورت پذیرفته است، پدیده فرار دختران را یک معضل اجتماعی دانسته که زمینه ساز انواع جرایم و انحراف های اجتماعی نظیر فحشا، اعتیاد، قاچاق مواد مخدر، سرقت، شیوع بیماری های مقاربتی و ... است. در این پژوهش از عامل های مختلف خانوادگی نظیر سرپرستی والدین، آزار جسمی و جنسی، تبعیض میان دختر و پسر، وضعیت اقتصادی - اجتماعی و نیز عامل های دیگری چون نحوه گذران اوقات فراغت، نوع دوستان و معاشران و نظایر آنها در قالب فرضیه هایی مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری این بررسی را دو گروه از دختران تشکیل می دهند. گروه اول شامل 50 نفر از دختران فراری دستگیر شده ای است که در مراکز مداخله در بحران های اجتماعی، سازمان بهزیستی و کانون تربیت در اسفندماه 79 و فروردین سال 80 نگهداری می شوند و همچنین گروه دیگر را 50 نفر از دختران دوره دبیرستان مناطق 19 و 20 برای مقایسه با دختران فراری تشکیل می دهند. روش تحقیق شیوه پس رویدادی یا مقایسه علمی بوده است که برای گردآوری اطلاعات از شیوه تکمیل پرسشنامه و مصاحبه استفاده شده است.
  براساس یافته های پژوهشی، اکثر دختران فراری قبل از فرار در تهران سکونت داشته اند و در زمان فرار ترک تحصیل کرده و مجرد بوده اند، نیمی از آنان سابقه قبلی داشته اند و اکثریت پیش از این توسط نیروی انتظامی دستگیر و به مراکز نگهداری ارجاع داده شده بودند. درباره علت ترک منزل اکثر آنان تاثیر دوست، مشکل با ناپدری و یا نامادری و ازدواج اجباری را عامل فرار خود دانسته اند.
 امکانات ورزشی خود مرکز در خصوص تنیس روی میز، والیبال و بسکتبال و دوچرخه است اما طبق بررسی انجام شده در این مرکز به دلیل دوز بالای داروهای آرام بخش مصرفی، به علت ناملایمات روحی، اغلب آنها از ورزش امتناع کرده و با مربی خود همکاری نمی کردند و ترجیح می دهند به صورت انفرادی ورزش های دلخواه خود را انجام دهند. 

خانه، مدرسه و جامعه 3 عامل مهم در تربیت و فرار از خانه می‌باشند.

مطالعات خانواده نیروی انتظامی با اشاره به عوامل خانه گریزی، همه ارگان‌ها را برای ساماندهی کودکان فراری مسئول دانست.
منصوره حمیدی، کارشناس مطالعات خانواده گفت: خانه، مدرسه و جامعه 3 عامل مهم در تربیت و فرار از خانه می‌باشند.
وی ضمن تعریف فرار از خانه گفت: فرار عبارت از میل رهایی از قید و بند خانواده و عدم اعتماد، افسردگی و... از خصوصیات افراد فراری است. از جمله علل فرار از خانه نوع روابط موجود در خانواده است. خشونت در خانواده به صورت خشونت‏های روحی، جسمی و جنسی عامل بسیار مهمی در فرار برخی دختران است.
کارشناس مطالعات خانواده مرکز مشاوره پلیس تهران، مهمترین علل فرار کودکان از خانه را عوامل روانی و اجتماعی دانست و گفت: تبعیض بین فرزندان به خصوص بین فرزندان دختر و پسر موجب دلسردی از زندگی می‏شود و عدم اعتماد به نفس و بدبینی به والدین را ایجاد

می‏کند. عامل بعد محدودیت‏ها و آزادی‏های افراطی است که والدین برای فرزندان دختر خود قائل می‏شوند، به‏طوری که محدودیت بیش از حد موجب احساس نارضایتی، تنفر و سرخوردگی و آزادی زیاد باعث کاهش دامنه استقامت و تحمل در برابر کوچکترین مخالفت والدین می‏گردد.
حمیدی با تاکید بر این که ساماندهی کودکان خیابانی تنها وظیفه نیروی انتظامی نیست بلکه همه ارگان‌ها باید در این حوزه حضور داشته باشند، اظهار داشت: از عوامل دیگر وسایل ارتباط جمعی است که تمام جزئیات فرار دختران را منعکس می‏کند و قبح مسئله را از بین می‏برد و حتی گاه عامل مشوقی برای بروز فرار می‏گردد. شهرنشینی نیز به دلیل گمنامی و ناشناخته بودن در میلیون‏ها نفر و کاهش نظارت صحیح و جاذبه‏های دیگر شهر زمینه را برای ارتکاب جرایم از جمله فرار مساعد می‏کند.
وی اضافه کرد: مشکلات اقتصادی که از جمله علل عمده آسیب‏های اجتماعی است و ضعف نظارت اجتماعی موجب گسترش بی‏قیدی در روابط زنان و مردان و در نتیجه ارتکاب جرائم دیگری می‏شود. بیشترین انگیزه‏ای که از طرف خودشان مطرح می‏شود فرار از مشکلات زندگی است و برخی هم برای این که امتحان کنند دست به فرار زده‏اند.
این کارشناس با مقایسه و بررسی جامعه هندوستان در ساماندهی کودکان خیابانی گفت: مشارکت همه جانبه مردم، NGO‌ها و سازمان‌های دولتی و غیردولتی، توانمند سازی کودکان در حرفه و کار و توجه به آموزش حرفه وفن به کودکان از عوامل موثر در ساماندهی کودکان خیابانی است.
وی در پایان افزود: در "سرپناه" که یک موسسه غیردولتی حمایت از کودکان خیابانی است، متناسب با نیاز کودکان فعالیت‏هایی را ارائه می‏دهد تا بدین وسیله مسؤولیت‏پذیری، اعتماد به نفس و استقلال‏طلبی آنان را افزایش دهد. از دیگر اقدامات مددکاران کار با اعضای خانواده کودک است؛ به علاوه برنامه‏های آموزشی که به روش‏های مختلف برای گروه‏های متفاوتی از کودکان خیابانی ارائه می‏دهند.

نكات

بروز مکرر تن فروشی برای بقا به عنوان یگانه راهکار نزد دختران متواری از خانه(پدری) خود نمایانگر حضور گسترده خشونت و عدم پذیرش زنان به عنوان افراد مستقل در سطح جامعه است.

یکی از نمونه های بارز و رو به افزایش خشونت علیه زنان در سال های اخیر در کشور پدیده فرار دختران از خانه است. علیرغم عدم وجود آمار دقیق و اطلاعات مبتنی بر تحقیقات, پدیده فرار دختران از منزل در سال های اخیر در ایران رو به رشد بوده است.
درک و بررسی پدیده فرار دختران از منزل, ملزوم بررسی مفاهیم ارزشی و کلیدی دیگری است چون مفهوم "بکارت" و معانی مجازی فرهنگی "دختر بودن" در چهارچوب نظام کهن مردسالارانه و متعصب مذهبی ایران و خصوصا درک همه جانبه از عمق و ابعاد گسترده خشونت علیه زنان در جامعه.
گستاخی نهفته در عمل گریز از حیطه کنترل و حفاظت مردان ( که به ویژه مترادف است با مفهوم خانه و خانواده بنا بر نگرش سنتی) یکی از مهم ترین عوامل موثر در ایجاد فضای رعب آور و بازتولید تابوهای متعدد فرهنگی حول پدیده اجتماعی دختران فراری است. آنچه پدیده دختران فراری ایران را از سایر نمونه های مشابه اجتماعی آن در سطح جهانی متمایز می سازد تنوع علل گریز از خانه در وهله نخست است. به عبارت دیگر نوجوانان دختر در ایران بر خلاف سایر کشورها - که فقر مادی انگیزه اصلی گریز از خانه و هجرت به خیابان است به دلایل گوناگونی که همگی جاکی از وجود و بروز پیاپی خشونت در محیط خانوادگی ایشان است تصمیم به فرار می گیرند و نیاز مالی فرد یا خانواده وی تنها بخشی از جامعه دختران متواری را شامل می شود.
گریز از بند خشونت جسمانی و یوغ اعتیاد و اسارت های جنسی و همچنین امید به آغاز زندگی نوین و مستقل از جمله دیگر انگیزه های رایج در تصمیم به فرار دختران و هجومشان به شهرهای بزرگ به ویژه تهران است. بنابراین در درجه نخست هر پژوهش رسمی و علمی ملزم است که ساختار و جایگاه خانواده را بازبینی کرده و تصور مثبت ولی نادرست و افراطی رایج در فرهنگ مان از این پدیده را به نقد بکشد. تحقیقات معتبر باید در بررسی خود بر ناامن بودن محیط خانه برای افرادی که از آن گریزان می شوند تاکید کنند.
از سوی دیگر گرچه فرار یک دختر از منزل معادل برقراری رابطه جنسی برای بقا توسط وی نیست اما به دلیل بالا بودن احتمال وقوع این امر به ویژه در چند روز ابتدای فرار بررسی پدیده اجتماعی فرار دختران با تحقیق حول جمعیت زنان ویژه و روسپی های جوان در هم تنیده شده است. در اینجا دو نکته را لازم به تذکر می دانم. اولا بروز مکرر تن فروشی برای بقا به عنوان یگانه راهکار نزد دختران متواری از خانه(پدری) خود نمایانگر حضور گسترده خشونت و عدم پذیرش زنان به عنوان افراد مستقل در سطح جامعه است. به عبارتی دیگر اگر نظام دولتی و جامعه ما ابزار و کانون های متعدد و قابل دسترس دیگری را برای امرار معاش و گذران وقت برای دختران (و پسران جوان) تولید و تثبیت کرده بود اولین ساعات رهایی از قید و فشارهای موجود در خانه اینچنین ساده معادل با تن فروشی و درگیرشدن شان در باندهای فحشا نمی شد.


موضوعات مرتبط: مقالات، تحقیقات، روش تحقیق بزهکاری
[ یکشنبه یکم خرداد 1390 ] [ 17:13 ] [ بهزاد ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

ذکر ایام هفته
شنبه یارب العالمین
یکشنبه یاذالجلال والاکرام
دوشنبه یاقاضی الحاجات
سه شنبه یاارحم الراحمین
چهارشنبه یاحی یاقیوم
پنج شنبه لااله الاالله الملک الحق المبین
جمعه اللهم صل علی محمدوال محمدوعجل فرجهم
هر ذکر در هر روز صد مرتبه
با سلام به شما عزیزان دانشجویان و دانش آموزان عزیز من این وبلاک را برای شما ایجاد کردم تا شما از مقالات و اطلاعات آن استفاده کنید و مرا از راهنمایی های خودتان درباره وبلاگ من یاری نمایید با تشکر از شما عزیزان منتظر نظرات شما هستم
تمام مطالبی که کد رمزدار هستند باید اول هزینه را پرداخت کنید
كليه مقالات با فرمت word, pdfارائه مي شود
در صورت پرداخت از طريق دستگاه هاي خودپرداز ، عنوان تحقيق و ايميل خود را ارسال فرمائيد

شماره کارت :بانک کشاورزی 06037701708938052بنام میررضائی
شماره کارت: بانک پارسیان 7306 2897 0610 6221
تشکر می کنم از دوستان که به صورت پیام مطالب خود را ارسال کند در صورت بودن مطالب شما در سایت جواب پیام شما را خواهم داد .تشکر می کنم
موضوعات وب
امکانات وب